نمایشگاه کتاب
چند روز پیش رفتیم نمایشگاه بین المللی کتاب گل پسرم هر جا که غرفه ای را می دید که ویژه کشیدن نقاشی هست با کمال رغبت میرفت و نقاشی می کشید (بماند که قبلا هیچ علاقه ای به کشیدن نقاشی نداشت) وقتی هم که یکی از سالنها رو ترک کردیم پاهای بابایی و منو محکم بغل گرفت و گفت مرسی منو آوردین نمایشگاه کتاب که بتونم کلی نقاشی بکشم
![]()

به چی فکر می کنی عزیزم


این اولین نقاشی تو غرفه کاریکاتور بود

این نقاشی را هم در غرفه بانک صادرات کشید

اینجا غرفه کانون پرورشی کودکان و نوجوانان هست

اینم نقاشیش. باز هم خونه 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نمایشگاه کتاب 

